Autor

کیمیاگر _ Der Alchimist von Paulo Coelho:
Hier wird eine oder andere Werk sporadisch rezensiert

وقتی اخیراً کتاب *کیمیاگر* اثر پائولو کوئیلو را هدیه گرفتم، به چند سؤال در مورد این کتاب برخوردم – کتابی که مدتی پیش حداقل دو بار آن را خوانده بودم – که در آن زمان متوجهشان نشده بودم، و اکنون مایلم دیدگاه فعلی خود را با شما در میان بگذارم.

این کتاب یکی از آن آثاری است که هم ساده به نظر می‌رسد و هم اکنون عمیقاً تأثیرگذار است. بسیاری آن را به‌عنوان یک افسانهٔ معنوی می‌خوانند، درست همان‌طور که من سال‌ها پیش می پنداشتم ؛ برخی دیگر آن را کیچ یا ادبیات خودیاری می‌دانند. در نتیجه، هنوز هم توصیه می‌شود – اغلب حتی توسط کسانی که هرگز آن را نخوانده‌اند!

احتمالاً ارتباط زیادی با جایگاه منحصربه ‌فرد آن در تقاطع ادبیات، معنویت و فرهنگ عامه دارد، و اخیراً خودم را در حال پرسش این موضوع یافتم که این کتاب در واقع چه نوع ادبیاتی است.

از منظر سنتی، به نظرم این اثر یک رمان واقع‌گرایانه نیست، بلکه بیشتر یک تمثیل، یک افسانه عرفانی، یا یک داستان زیارتی مدرن است.

از نظر من، این اثر ترکیبی است از عرفان مسیحی، صوفی‌گری، معنویت عصر جدید، یک فلسفه زندگی، و یک داستان بلوغ.

بنابراین داستان اغلب بیشتر نمادین به نظر می‌رسد تا عمیقاً روان‌شناختی، زیرا چوپان جوان سانتیاگو وطن خود را ترک می‌کند و از شمال آفریقا تا اهرام مصر سفر می‌کند. این سفر کمتر جغرافیایی و بیشتر درونی است: بیابان نماد آزمون، گنجینه‌ی آن معنای زندگی، کیمیاگر معلمی معنوی، طلا روشنایی درونی و خودِ سفر تحقق یا کشف خویشتن است.

اگر منتظر یک «رمان واقعی» با شخصیت‌های پیچیده هستید، ناامید خواهید شد، چون کوئلیو بیشتر شبیه کسی است که افسانه‌ای معنوی تعریف می‌کند.

این اثر حال ‌وهوای فرهنگی «اسلامی» یا «شرقی» دارد. رمان به شدت از تصاویر رمانتیک‌ شده‌ی جهان عرب-اسلامی بهره می‌برد، مانند کاروان‌ها، صحراها، واحه‌ها، حکیمان اسرارآمیز، نشانه‌های سرنوشت، زبان معنوی      کیمیاگری، ارجاعات به قرآن، حکمت عرفان و همچنین به جای سینتی و روم از  واژه‌ی ؛کولی؛ استفاده می‌کند

این تا حدی یادآور تصورات اروپایی از «شرق» است – یعنی مکانی از حکمت، معنویت و رمز و راز – که در آن جهان اسلام اغلب بی‌زمان، معنوی، شاعرانه و بی‌شتاب پیمودن زمان  به نظر می‌رسد، که در واقع با واقعیت‌های تاریخی یا سیاسی منطقه مطابقت ندارد و دقیق نیست.

اگرچه داستان در شمال آفریقا رخ می‌دهد و به جنگ‌های قبیله‌ای در بیابان اشاره می‌کند، کوئلیو به تاریخ واقعی اسلام، صحت سیاسی یا درگیری‌های جهانی علاقه‌ای ندارد  برای او، اسلام به این صورت جلوه می‌کند: اسرارآمیز، جهان‌شمول و از نظر معنوی انتزاعی.

این کتاب نمادهای اسلامی-عربی را به زبان معنوی عامی تبدیل می‌کند که برای خوانندگان غربی هم عجیب و غریب و هم در دسترس به نظر می‌رسد.

حتی می‌توان گفت:

رمان منطقه را «سیاست‌زدایی» می‌کند  و آن را به بستری برای کشف درونی تبدیل می‌نماید. این یکی از دلایلی است که کتاب مخاطبان جهانی یافته است، زیرا اثر از خشونت تاریخی و تأثیرات استعماری این مناطق اجتناب می‌کند

دلیل محبوبیت بسیار این کتاب احتمالاً این است که به سبکی فوق‌العاده ساده و با استفاده از زبانی عمداً ساده نوشته شده است. جملات کوتاه، نمادهای واضح و بدون ساختار پیچیده.

در نتیجه، بسیاری از خوانندگان احساس محرومیت نمی‌کنند؛ خواندن آن سریع است، لحن عاطفی آن بلافاصله واضح است و کتاب این حس را به خواننده می‌دهد که: «من هم می‌توانم در آن چیزی معنادار برای زندگی‌ام بیابم، زندگی ای که در ورطه بی معنایی است.»

این کتاب به یک نیاز جهانی انسانی می‌پردازد، مانند: دنبال کردن رویای شخصی – که در کتاب به آن «افسانه شخصی» گفته می‌شود.

این احتمالاً برای افرادی جذاب خواهد بود که احساس «گم‌شدگی» می‌کنند، در جستجوی معنا هستند، می‌خواهند از روتین روزمره خود خارج شوند یا از دست دادن فرصت‌های زندگی می‌ترسند. رمان به آن‌ها می‌گوید: اگر مسیر درونی‌ات را دنبال کنی، جهان به کمکت خواهد آمد. این از نظر احساسی بسیار قدرتمند است، زیرا به‌عنوان نوعی خودیاری معنوی عمل می‌کند.

به نظر من، بسیاری از کتاب‌های مشهور، ایده‌ها را نمی‌فروشند، بلکه احساسات را می‌فروشند.

*کیمیاگر* از طریق امید، معنا، سرنوشت، اعتماد و ندای درونی خود را می‌فروشد. به همین دلیل است که این کتاب اغلب به عنوان راهنمایی برای زندگی توصیه می‌شود – نه به این دلیل که مردم فرم ادبی آن را تحلیل می‌کنند، بلکه به این دلیل که می‌خواهند احساس کنند «دیده شده‌اند».

گاهی اوقات، بسیاری از افراد آن را بدون اینکه هرگز آن را خوانده باشند توصیه می‌کنند. این اغلب در مورد کتاب‌های فرهنگی نمادین مانند *کیمیاگر* اتفاق می‌افتد که به نمادی اجتماعی از چگونگی پرداختن به عمق، خودشناسی، معنویت و الهام تبدیل شده است.

به‌طور مشابه، برخی افراد از *سیدارتا*، *شاهزاده کوچولو* یا *۷ عادت افراد بسیار مؤثر* نقل قول می‌کنند، بدون اینکه واقعاً آن‌ها را خوانده یا درک کرده باشند، و بدین ترتیب این کتاب بخشی از معنویت عامه‌پسند جهانی شده است.

در رابطه با ارزشمندی  این کتاب می توان گفت  بله، می‌توانم بگویم کهاری ارزشمند  هست، هرچند لزوماً به شیوه‌ای که ادبیات بزرگ روان‌شناختی یا زبان‌شناختی پیچیده باید داشته باشد، نیست. 

اگر کسی «ارزش ادبی» را بر اساس نوآوری زبانی، شخصیت‌های پیچیده، تحلیل اجتماعی و عمق تاریخی بسنجد، احتمالاً از این اثر کوئلیو تا حدی ناامید خواهد شد یا آن را تا حدودی محدود خواهد یافت.

بسیاری از منتقدان ادبی نوشته‌های او را احساساتی، ساده‌انگارانه، از نظر فلسفی سطحی و در بخش‌هایی حتی مبتذل می‌دانند.

اما ادبیات با یک معیار واحد سنجیده نمی‌شود. این کتاب به عنوان یک تمثیل معنوی مدرن، بازگویی‌ای عاطفی و در دسترس از اسطوره‌ها، و جستجوی جهانی برای معنا در ادبیات، ارزش واقعی دارد. این اثر به دستانی می‌رسد که در غیر این صورت شاید هرگز ادبیات نخوانند، و تنها همین موضوع از نظر فرهنگی اهمیت دارد.

پس چرا برخی افراد بعدها این کتاب را ناامیدکننده می‌یابند؟

زیرا در مقطعی از زندگی، اغلب به نظر می‌رسد که جهان مسیری را برای شما رقم زده است – و این مسیر حتی می‌تواند بسیار قدرتمند باشد.

دیرتر، برخی از خوانندگان متوجه ساده‌انگاری‌های بیش از حد، فردگرایی، کلیشه‌های معنوی و فقدان واقع‌گرایی اجتماعی می‌شوند.

برای برخی، کتاب سپس به سمت «حکمت» منحرف می‌شود و مانند یک «نقل‌قول تقویمی» یا طالع‌بینی در مجلات پرزرق‌وبرق به نظر می‌رسد.

دیگران همچنان دقیقاً همین سادگی را دوست دارند.

اگر می‌خواهید *کیمیاگر* را بهتر درک کنید، مقایسه آن با *سیدارتا*، *پیامبر* و *جوناتان لِیوینگستون سی‌گال* کمک‌ کننده است، زیرا همه این کتاب‌ها ساده، سرشار از بار معنوی، نمادین، جهانی، قابل نقل‌قول آسان و از نظر احساسی تسکین‌دهنده هستند.

آنها کمتر از ادبیات واقع‌گرایانه و بیشتر از یک حسرت وجودی الهام می‌گیرند.

به نظرم می‌رسید که جوهر واقعی موفقیت *کیمیاگر* در این بود که در زمانی که بسیاری از مردم – و هنوز هم هستند – از دین دلسرد شده اما در جستجوی معنویت بودند، این کتاب معنویت بدون دین سخت‌ گیرانه، عرفان بدون بداهه‌گرایی، معنا بدون نهادها و حکمت بدون فلسفه پیچیده را عرضه می‌کرد:

احتمالاً به‌خاطر همخوانی با طبقات متوسط غربی، فرهنگ‌های مربی‌گری، گفتمان‌های خودشناسی و محافل عصر جدید، محبوبیت جهانی یافت. 

و شاید مهم‌ترین نکته این است که این کتاب به‌خاطر «بهترین ادبیات بودن» مشهور نیست، بلکه به این دلیل که به بسیاری از مردم این احساس را می‌دهد که «زندگی من می‌تواند معنا داشته باشد».

. شاید این بیان ساده‌ای باشد در قالب ادبی — اما از نظر احساسی فوق‌العاده قدرتمند است.

Als ich neulich den Alchimist von Paulo Coelho als Geschenk bekommen habe, habe mir einige Fragen zu diesem Werk, den ich vor gramerer Zeit mindestens zwei Mal gelesen hatte gestellt, die mir seinerzeit nicht aufgefallen waren und möchte nun meinen heutigen Blick mit Euch teilen. 

Das Werk ist eines jener Bücher, die gleichzeitig einfach und nun auch mir sehr aufgeladen vorkommt. Viele Menschen lesen es wie ein spirituelles Märchen, wie ich vor vielen Jahren, andere halten es für Kitsch oder Lebenshilfe -Literatur, So dass es bis heute empfohlen wird – oft sogar von Leuten, die es nie gelesen haben! 
Es hat wahrscheinlich viel mit seiner besonderen Stellung zwischen Literatur, Spiritualität und Popkultur zu tun und welche Art von Literatur das Buch habt, habe ich mich neulich nun gefragt. 

Im klassischen Sinn kommt es mir vor, das Werk kein realistischer Roman Zusein, sondern eher; eine Parabel, ein spirituelles Märchen oder und eine moderne Pilgergeschichte
Das Werk ist für mich eine Mischung aus: Christlicher Mystik, Sufismus, New-Age-Spiritualität, Lebensphilosophie, und Selbstfindungserzählung.

Die Handlung wirkt deshalb oft symbolisch statt psychologisch tief, wie der junge Hirte Santiago seine Heimat verlässt und durch Nordafrika bis zu den Pyramiden zieht. Die Reise ist weniger geografisch als innerlich gemeint, wie die Wüste = Prüfung, der Schatz = Sinn des Lebens, der Alchimist = spiritueller Lehrer, Gold = innere Erkenntnis und  Die Reise = Selbstwerdung oder Selbstfindung. 
Wenn man einen „richtigen Roman“ mit komplexen Figuren erwarten, ist enttäuscht, weil Coelho eher wie jemand, der eine spirituelle Fabel erzählt.

Das Werk wirkt kulturell „islamisch“ oder „orientalisch“. Der Roman benutzt stark romantisierte Bilder der arabisch-islamischen Welt, wie Karawanen, Wüste, Oasen, geheimnisvolle Weise, Zeichen des Schicksals, spirituelle Sprache,  Alchemie, Koran-Anspielungen, mystische Weisheit und benutzt auch das „ Z“ Wort statt Sinti  und Roma. 
Diese erinnert teilweise an europäische Vorstellungen vom „Orient“, also an einen Ort der Weisheit, Spiritualität und Geheimnisse, in der die islamischen Welt oft: zeitlos, spirituell, poetisch und entschleunigt erscheint, was nicht wirklich historisch oder politische Realitäten dieser Ort entspricht und korekt ist.
Die Geschichte spielt zwar in Nordafrika und erwähnt Stammeskriege in der Wüste, aber Coelho interessiert sich nicht für reale islamischen Geschichte oder politische Korrektheit und globale Konflikte. Für ihn erscheint der Islam eher: mystifiziert, universalisiert und spirituell abstrahiert.
Das Buch macht aus islamisch-arabischen Symbolen eine allgemeine spirituelle Sprache, die für westliche Leser exotisch und gleichzeitig zugänglich wirkt.

Man könnte sogar sagen:
Der Roman „entpolitisiert“ die Region und verwandelt sie in eine Bühne für innere Selbstsuche. Das ist einer der Gründe, warum das Buch weltweit konsumierbar wurde, wie das Werk historische Härte und die koloniale Einflüsse dieser Orten vermeidet.

Warum das Buch nun so beliebt bleibt, liegt wahrscheinlich darin, dass es extrem einfach geschrieben ist und die Sprache bewusst schlicht  gewählt ist, wie: Kurze Sätze, Klare Symbole und Keine komplizierte Struktur.

Dadurch fühlen sich viele Leser nicht ausgeschlossen, man kann es schnell lesen, man versteht sofort die emotionale Richtung und Das Buch vermittelt das Gefühl: „Auch ich kann darin etwas Bedeutendes für mein Leben finden.“

Das Buch spricht ein universelles menschliches Bedürfnis an, wie: Folge deinem persönlichen Traum, im Buch heißt das „Persönliche Legende“.  

Das spricht wahrscheinlich Menschen an, die: sich „verloren“ fühlen, Sinn suchen, aus Routine ausbrechen wollen, Angst haben, ihr Leben zu verpassen. Der Roman sagt ihnen: Das Universum hilft dir, wenn du deinem inneren Weg folgst. Das ist emotional sehr wirksam, wie es als spirituelle Selbsthilfe funktioniert. 

Viele berühmte Bücher verkaufen keine Ideen, sondern Gefühle, meiner Ansicht nach.
„Der Alchimist“ verkauft sich durch: Hoffnung, Sinn, Schicksal, Vertrauen und innere Berufung. Deshalb wird das Buch oft empfohlen wie ein Lebensratgeber, nicht weil Leute seine literarische Form analysieren, sondern weil sie sich „gesehen“ fühlen wollen.

Manchmal empfehlen es viele Menschen, die es nie gelesen haben, Das passiert oft mit kulturellen Symbolbüchern, wie „Der Alchimist“, das zu einem sozialen Zeichen dafür wurde, wie es die Tiefgründigkeit, Selbstfindung, Spiritualität und Inspiration anspricht.
Ähnlich wie manche Menschen: Siddhartha, Der kleine Prinz oder Die 7 Wege zur Effektivität zitieren, ohne sie wirklich gelesen oder verstanden zu haben und so wurde das Buch Teil einer globalen Pop-Spiritualität geworden.

Ob das Buch literarischen Wert hat, Ja, würde ich sagen, jedoch nicht unbedingt auf die Weise, wie große psychologische oder sprachlich komplexe Literatur innen haben sollte. 

Wenn man „literarischen Wert“ an: sprachlicher Innovation, komplexen Figuren, gesellschaftlicher Analyse und historischer Tiefe  misst, ist dann bei diesem Werk Coelho eher enttäuscht oder findet es bei ihm es begrenzt.

Viele Literaturkritiker finden seine Texte: sentimental, vereinfachend, philosophisch oberflächlich, und auch zum Teil kitschig.

Aber: Literatur hat doch nicht nur einen Maßstab. Das Buch hat einen echten Wert als: moderne spirituelle Parabel, emotional zugängliche Mythenerzählung, und globale Sinnsucher in der Literatur. Das Werk erreicht Menschen, die sonst vielleicht nie Literatur lesen würden und das allein kulturell bedeutsam finden.

Warum empfinden dann manche Menschen das Buch später als enttäuschend?

Weil es oft in einem bestimmten Lebensmoment wirkt, als ob das Universum einen Weg für dich hat “ und kann es sogar sehr kraftvoll sein.
Später sehen manche Leser: Vereinfachungen, Individualismus, spirituelle Klischees und fehlende soziale Realität.

Dann kippt das Buch für manche von „Weisheit“ zu, wirkt, wie  „Kalenderspruch“ oder Horoskope in Blauer Zeitschriften .

Andere lieben genau diese Einfachheit weiterhin
Wenn du „Der Alchimist“ besser verstehen willst, hilft der Vergleich mit: Siddhartha, Der Prophet und Jonathan Livingston Seagull, weil alle diese Bücher: sind einfach geschrieben, spirituell aufgeladen, symbolisch, universell, leicht zitierbar und emotional tröstend.

Sie leben weniger von realistischer Literatur als von existenzieller Sehnsucht.

Der eigentliche Kern des Erfolgs „Der Alchimist“ erschien mir in einer Zeit, in der viele Menschen:religiös enttäuscht, aber spirituell suchend waren und sind, wie das Buch: Spiritualität ohne strenge Religion, Mystik ohne Dogma, Sinn ohne Institution und Weisheit ohne komplizierte Philosophie bietet:

Wahrscheinlich  wurde es global anschlussfähig, weil: in westlichen Mittelschichten, in Coachings-Kulturen, in Selbstfindungsdiskursen und New-Age-Milieus gut verstanden wird. 

Und vielleicht ist das Wichtigste zu wissen, dass Das Buch nicht deshalb berühmt ist, weil es „die beste Literatur“ wäre, Sondern, weil es vielen Menschen das Gefühl gibt, wie „Mein Leben könnte eine Bedeutung haben.“Das ist literarisch vielleicht schlicht formuliert — aber emotional äußerst mächtig.

Cover und Klappentext des Buchs

Ali Fathi: Gomnam – Reflexionen in der Diaspora
Erschienen 2024 im Verlag Europabuch, Berlin. ISBN 979-1-22014-895-5

Pressemitteilung zur Buchveröffentlichung (PDF)

Rezensionen:
Aus der machtkritischen, weltsystemischen Perspektive rezensiert die Psychologin und Therapeutin Dileta Sequeira  das Erzählwerk Gomnam von Ali Fathi 

Gomnam ist Viele.
Gomnam ist eine politische (Auto)Biographie einer Weltgeschichte. 
In Großzügigkeit erzählt Gomnam persönlich von Historien, Personen, Weltgeschehen. Die Erzählweise ist poetisch, sanft, staccato, zündend, warm.
Erinnerungen, Bilder, Gefühle, Mythen, Wunder und Weisheiten. Von Eseln. Die Vielen erzählen von Besetzung, Zwangsarbeit, Aneignen von Öl, Tee, Reis, Rohstoffen. Die Vielen glauben lieber an eigene Waffen als an Vertrauen in kommende, gehende, gekaufte politische Systeme. Installierte Herrschaften für Privilegien kolonisierender Länder, westlicher russischer Allianzen. Demokratie als Name der Ausbeutung rohstoffreicher Länder. Ausbeutung von vielen Gewaltherrschaften, wiederholte Regimewechsel, Diktatoren als Heilige. Gomnam erzählt von Trauer, Angst, Schmerz, Zorn, Zorn Gottes, Zorn der Gottlosen, Asyl. Gomnam kennt Glaube, Gebet, Mann werden, Trauma.
Die lange Reise des Werdens der vielen Ichs.
Mirja, Schreiber, Erzähler.  Erzählung von Weltgeschichte, Kolonialgeschichte, nicht die Geschichte des Westens für den Westen. Verteilungsinteressen der kolonialen Besatzungsmächte. Kolonien werden gegen Kolonien von den Kolonisierenden eingesetzt: „Divide und Rule“. Die diplomatischen Beziehungen Deutschlands zum Iran: Sympathie des Irans, Gier der Deutschen, Nazi- Deutschland, Arier-Sein, Antisemitismus. Der ideologisch geprägte Kalte Krieg als Fortsetzung der Kolonialgeschichte. Missionierung, Versklavung und transgenerationale Kontinuitäten von Macht, Ausbeutung, Gewalt, Trauma. 
Gomnam wird zum Politischdenkenden und -handelnden:
Studierender, Mannwerdender, Soldat.
Lesender von Literatur des eigenen Landes und des Westens.
Studium, Proteste, Repressalien, Verletzung, Inhaftierung, Trauma, Einsamkeit. Suchender auf unklarem Weg, Verlorener. 
Öl als große Überschrift: Legale und illegale Ölkäufe für das Ölmonopol des Westens. Dennoch 1973 die Ölkrise (und viele andere). Plünderung von 85% der Welt von den Räuberbanden g7, g8, g20 im Namen der Förderung der Zivilisation und Menschenrechte. Verkauf von Waffen: DDR, BRD, UdSSR leeren ihre Bestandsreste, machen sich Platz für moderne effektive Waffen, inszenieren den Irak- Iran (und andere) Krieg(e). Sogenannte Förderung sogenannter Menschenrechte, Schleier der Demokratie, Entwicklung der sogenannten Revolutionen: Orange, Arabische. Universitäten, Kulturrevolution, Islamisierung, Säuberungspläne. Gomnam wird von einer Granate des Asylgebenden Landes getroffen. Er überlebt mit Granatsplittern „made in germany“.
Die Verletzung seines Körpers als auch seines Liebeswesens. Trauma, Flucht: Deutschland – das Asylgebende Land, das an vielen Verbrechen im Herkunftsland beteiligt war und ist. Gomnam geht in die Diaspora: Neue Heimat, Rassismus, Exil, Trauma, Familie, Vergebung, Dankbarkeit … Ein neues Lebens- und Liebeswesen. Der Verlust dieser einer Heimat, vergangen und immer werdend gegenwärtig. Der Schmerz, auch wenn Heimat überall sei.
Distanz, Abkapseln – ein Teil für immer verloren, irreversibel. Gomnam lädt uns zu Klarheit ein. Wahrnehmung von Schichten der wiedergefundenen Geschichten. Gomnam ist ein Pseudonym. Identitäten wird eine Stimme verliehen. Erzählende Personen- und erzählte Weltengeschichten. Gomnam klärt uns auf. Gomnam ist Viele. Gomnam ist (K)eine(r).
Gomnam ermöglicht Heilung. Gomnam lädt sich und uns alle zu Menschwerdung ein. Die Psychologin und Therapeutin Dileta Sequeira arbeitet seit 2001 in Deutschland. Im Tectum Verlagerschien 2015 ihr Buch „Gefangen in der Gesellschaft – Alltagsrassismus in Deutschland: Rassismuskritisches Denken und Handeln in der Psychologie“ ( www.dileta-sequeira.com).  Als Trainerin bietet sie Seminare, Workshops und Vorträge zum Thema an und hat zahlreiche Artikel veröffentlicht.  Sie arbeitet phänomenologisch und prozessorientiert als Traumatherapeutin (u.a. Somatic Experiencing® ) im Bereich von Alltagsrassismus. 
Um Dir / Euch / Ihnen einen ersten Eindruck über die angesprochenen Themen des Werkes zu ermöglichen, sind hier einige Informationen zusammen gestelltInformationen zu Gomnam (PDF)
Selbstverständlich stehe ich für die Planung weitere Lesungen Dir /Euch / Ihnen, sowie die interessierten Initiativen, Institution und Kulturhäuser zur Verfügung. Anfragen biete ich an: info [at] miteinanders [dot] de

Lesung am 25.09.2024

Stadtbücherei Weimar veranstaltet im Rahmen der Interkulturellen Woche 2024 in Zusammenarbeit mit dem Büro der Ausländerbeauftragten der Stadt Weimar eine Autorenlesung und Gespräch mit Dr. Ali Fathi zu seinem neuen erschienenen autobiographischen Roman Gomnam – Reflexionen in der Diaspora.
Datum: Am 25. September 2024 von 19:00 – 21:00 Uhr (Einlass 18:45 Uhr)
Ort: Stadtbücherei Weimar, Gewölbekeller, Steubenstraße 1,  99423 Weimar

In dem autobiografischen Erzählwerk Gomnam – Reflexionen in der Diaspora geht es um Persönliches, Politisches sowie um Migration und Rassismus. Eine gute Grundlage für Austausch und Diskussion über den aktuellen Diskurs, wie Deutschland derzeit immer wieder in die Falle der toxischen Narrative vor und nach den Wahlen gerät.

Eröffnung: Petra Fuchs: Leiterin der Stadtbücherei
Moderation: Walter Sachs: Bildhauer, Zeichner und Maler
Musikalische Umrahmung durch Mohamad Alfahan: Oud

Lesung am 04.09.2024 im Werftpark in Kiel (PDF)
Lesung am 26.07.2024 im Haus der Demokratie in Berlin (PDF)

Um Dir / Euch / Ihnen einen ersten Eindruck über die angesprochenen Themen des Werkes zu ermöglichen, sind hier einige Informationen zusammen gestellt: Informationen zu Gomnam (PDF)
Selbstverständlich stehe ich für die Planung weitere Lesungen Dir /Euch / Ihnen, sowie die interessierten Initiativen, Institution und Kulturhäuser zur Verfügung. Anfragen biete ich an:

info [at] miteinanders [dot] de

Made in Germany

Beitrag veröffentlicht vom VSA-Verlag in „Dekoloniale Perspektiven – Widerständige nicht-weiße Erinnerungskultur“, Hamburg 2023. ISBN 978-3-96488-153-3

Buchbesprechung „Deutsche Handgranaten“ (PDF) Leseprobe zum Buch (PDF)

Drang:
Auslöser für die Gründung der Gruppe Drang im Mai 2022 war die Begegnung mit Ali Fathi, dem Schreibstück Made in Germany und seinem transgenerationellen Ansatz, der sich u.a. mit Diesem durch die Tragödien der Kulturrevolution beschäftigt. Wir gehören einer Generation an, die die Kulturevolution im Iran oder die Revolution gegen die Kultur im Iran mit all ihren Höhen und Tiefen nicht erlebt und gesehen hat, aber von ihren traumatischen Folgen in der historischen Überlieferung betroffen ist. Wir stellten uns einige Fragen, luden uns ein, innezuhalten, nachzudenken, in die Zukunft zu blicken und mit der Arbeit in unserer Gruppe zu beginnen. Unser erstes Stück heißt nun „Made in Germany“, wir bringen auf die Bühne, was uns bewegt.

تشکیل گروه تئاتر درنگ در ماه می ۲۰۲۲ به واسطه‌ی آشنایی با علی فتحی و متن „ساخت آلمان“ شکل گرفت. توسط نسلی که هرچند وقایع ضدانقلاب فرهنگی را به چشم ندیده بود، اما اثرات فاجعه آمیز آن را به عنوان یک امر تاریخی با خود حمل کرده است. این ما را به یک پرسش و یک درنگ دعوت کرد.
پرسشی رو به آینده و درنگی نسبت به گذشته و اکنون.
Drang fördert Selbstermächtigung und Selbstverwirklichung durch seine Performance. Zuletzt an der Volksbühne Berlin im Juli 2024 in persischer, deutscher und englischer Beschriftung.  
Anfragen an: Info@ miteinanders.de 

  

Weitere Artikel: